آبان ۰۱۱۳۹۱
 

بخش عمده عمر انسانها در رابطه و ارتباط با دیگران سپری میشود اما حقیقتا چه اندازه وقت و مطالعه صرف اصول یک ارتباط درست و موثر صرف کرده یا میکنیم؟

امروزه ما در دنیایی زندگی می کنیم که ناگزیر از ارتباط وبرخورد با دیگران هستیم آنچه مسلم است اینکه هیچ کس قادر نیست بدون کمک ومساعدت وارتباط با دیگران ، نیازهای معمولی خود را برطرف سازد .حال سئوالی که اینجا مطرح می شود این است که چگونه باید با دیگران ارتباط برقرار کنیم وجهت افزایش این ارتباط چه کارهایی باید انجام دهیم یا اینکه چه کارهایی نباید انجام دهیم.در ارتباط موثر سه مولفه وجود دارد اول فرستنده پیام دوم گیرنده پیام و سوم محتوای پیام . اگر هر یک از این سه عنصر اشکالی داشته باشد پیام منتقل نمیشود و شاید عکس انچه را که قصد انرا داشته ایم که منتقل شود فرستاده می شود .یکی از روانشناسان به نام گوردن هفت عامل را که رابطه را خراب میکند به نام هفت قیچی بیان میکند که عبارتند از قضاوت کردن -تهدید کردن – تحقیر کردن – سرزنش کردن – نصیحت کردن -مقایسه کردن -و موعظه کردن . این هفت قیچی رابطه را قیچی میکند و مانع یک ارتباط سالم و موثر میشود که نمونه انرا در رابطه والدین با فرزندان و زن و شوهر ها میتوان مشاهده کرد ..

در معاشرت باید با روی گشاده ونرمی ومهربانی با همه رفتار نمود و از تند خویی اجتناب کنیم .اگر خود را در سطح دیگران قرار دهیم واز زبان آنها برای انتقال نقطه نظرهای خود استفاده کنیم ،اغلب به نتیجه دلخواه می رسیم وبا دیگران در سطح خود آنها ظاهر شدن همان برقراری ارتباط موثرمی باشد .بعضی ها گمان می کنند که ارتباط فقط شامل حرف زدن ،نوشتن ویا بحث کردن است ، اینها از عناصر مهم ارتباطی هستند ولی در واقع ارتباط را رفتاری می گوییم که پیامی در خود دارد که توسط طرف مقابل ما درک می شود، خواه شفاهی باشد یا غیر شفاهی ،آگاهانه یا ناآگاهانه ، عمدی و یا غیر عمدی. ولی اگر ادراک شود ،جنبه پیام ارتباطی پیدا می کند و همین عدم درک پیام رابطه رامختل،مغشوق ونارسامی سازد. ارتباطات عامل ومنشا بسیاری از شادیها وغصه ها و رنجهای زندگی است ، زندگی شاد ، زندگی سرشار از دوستی است . روشن است که با افراد متفاوت ، رفتارهای متفاوتی خواهیم داشت تاکید بر خصوصیات مشترک ارتباط را موثر می کند ، ما انسانها با یکدیگر مشترکات فراوان داریم ،با کمی تمرین می توان خود را همراه دیگران بیابیم و با آنها دوست وهم رای شویم.

شیوه های افزایش ارتباط موثر با دیگران .

۱)صریح وصادق بودن.

سعی کنیم در روابط خود با دیگران صریح وصادق باشیم ، در گفته های خود صریح وصمیمی باشیم و از هر نوع ابهامی اجتناب کنیم ، چون اگر منظور خود را با صراحت بیان نکنیم طرف مقابل ما به اشتباه می افتد وبه حدس وگمان متوسل می شود واز واقعیت دور می گردد و به اصطلاح دچار سو تفاهم میشود .

۲- احساسات خود را انگونه که هست بیان کنید .

بااحساس خود روراست باشیم ، سعی کنیم مشکلات زندگی واحساساتی که داریم،باهمسر وشریک وباطرف مقابل خوددر میان بگذاریم .حتی اگر گمان کنیم که باعث ناراحتی آنها میشود. اگر می خواهیم با طرف مقابل خود ارتباطی معقول ومنطقی بر پایه تفاهم داشته باشیم ، بهترین روش روراست بودن و احساس خود را با او در میان گذاشتن است .اگر مشکلی را حل نشده باقی بگذاریم ویا موضوعی را که مداقه وگفتگو در باره آن الزامی است به میان نکشیم ، مثل این است که دمل چرکین ودردناکی را سرجایش گذاشته وبه حال خود رها کرده باشیم .

۳- زمینه مشترک ونکات مشابه را کشف کنید.درجستجوی زمینه های مشترک باشید، سعی کنید در ارتباطات خود بیشتر از نکات مشترک ومشابه استفاده کنید . اهداف ونیازها ونگرانیها را از نظر او نگاه کنید وبرای اینکه شرایط طرف مقابل را درک کنید باید امور او را از دید ونظر او ببینید وبا پرس وجو ، از اموری که نگرانی او باعث شده ، متوجه گردید ،همین نکات مشترک زمینه های مساعدی هستند که شالوده همدلی و وحدت وتفاهم را برروی آن می توان بنا کرد ، عبارتی مثل : ((من وتو هردو همین را می خواهیم ))را می توان بیان نمود.

۴- همدلی وهمدردی کردن.

سعی کنید با شخص احساس مشترک داشته باشید . شادی وغم او را شادی و غم خود به حساب آورید وموقعی که او احساس غم می کند شما نیز با او همدرد وهم حس شوید وبالعکس سعی شما این باشد که با سیستم حسی او ارتباط برقرار کنید .

۵- شنونده خوبی بودن.

شنونده خوبی باشید وگوش کردن را یاد بگیرید .گوش کردن به سخن وکلام دیگری موجب می شود تا او در نهایت آرامش خیال ، به طور واقع ، منویات قلبی واحساسات خود را با ما در میان بگذارد وبرایمان احترام قائل شود وآماده شنیدن نظرات ما شود.

۶- سیستم روحی افراد را بشناسید .

برای این کار باید به دقت به افراد چشم بدوزید وبه سخنان آنها به دقت گوش فرا دهید وببینید غالبا” از چه نوع کلماتی استفاده می کنند آنگاه با استفاده از همان نوع کلمات ، تقلید از لحن صدا،حالات وحرکات چشم ها به گونه ای با آنها نحوه فکر وعملکرد ذهنی شان مطابق باشد.در واقع احساسات و افکار انها را به خودشان منعکس کنید .

۷- شخصیت یا کاراکتر افراد را بشناسید.

ببینید طرف مقابل شما چه شخصیتی دارد ، مثلا برون گراست یا درون گرا ، برای صمیمیت با درون گرایان باید ببینید چه ایده ها وارزشهایی برای آنها اهمیت دارد و آنگاه بکوشید تا با توجه به چارچوبهای ذهنی انها با آنها رفتار کنید وصحبت کنید. بنا بر این با پی بردن به ویژگیهای شخصیتی بهتر میتوان ارتباط موثر داشت.

۸- تقویت نمودن عزت نفس .

برای تقویت عزت نفس خودباید با تعمق در ژرفای وجود از دنیای پیچیده درون خود آگاه شوید ، به کاستی های خود پی ببرید ، جهت گیری های خود را در قبال رویدادهای مردم وشرایط گوناگون بشناسید وبه فکر اصلاحشان باشید وبا کمک حرمت ذات وارزشی که برای خودتان قائل هستید حق انتخابتان چندبرابرمیشود وارتباطتان با دیگران به نحو چشمگیری بهبود می یابد .

۹- محترم شمردن احساس طرف مقابل .

همواره رفتاری احترام آمیز داشته باشید واحساس طرف مقابلتان رامحترم بشمارید،کوچک کردن همدیگر،به خصوص درحضور دیگران درمناسبات وروابط ،اثرتخریبی دارد،رفتار توام باظرافت وملایمت نه فقط شامل رفتار مودبانه می شود،بلکه صفا وصداقت واقعی واعتمادکامل نیز در بردارد.

۱۰- سکوت نمودن .

سکوت پیامی اعجاز گر در امر ارتباط است ویکی از جنبه های مهم ارتباط است ، مشروط بر اینکه حاوی پیامی باشد، سکوت می تواند در مناسبات انسان عشق ورضایت وخشنودی وتفاهم دوگانه واحساسهای منفی خوب منتقل کند.

۱۱- عدم افراط در موعظه.

منظورتان را به صورت سخنرانی ونصیحت خشک تو خالی بیان نکنید . موعظه می تواند جنبه افراطی ومخرب درروابط داشته باشدومابایدسعی کنیم که حد اعتدال رانگاه داریم و برای سخنانمان ارزش قائل شویم وجایی که ازما نظر می خواهند ، نظر بدهیم .

۱۲- وقت وموقعیت شناس باشید .

یادبگیرید که چه وقت شوخی وچه وقت جدی باشید،هیچگاه طرف مقابلتان رادست نیندازید ،ازگفتن جملات وکلماتی که بار اخلاقی وفرهنگی مناسبی ندارند در بیان منظورتان ، خوداری نمایید ،شوخی کردن بایدباتوجه به موقعیت وزمان خاصی باشد .

۱۳- مخالفت نمودن به شیوه مناسب .

یاد بگیرید که چگونه بدون بحث وجدلهای مخرب ، مخالفت خود را نشان دهید ، جرو بحثها غالبا” بابلند کردن صدا ، دادوفریاد ، خشم وغضب ، همراه است . بحث وجدلها تا حدود زیادی تحت تاثیر گرایشات وخلق وخوی افراد درگیر مباحثه قرار می گیرد .اکثریت مردم فاقد روحیه خود پسندانه افراطی هستند ، به این علت با تسلطی که بر نفس خود دارند می توانند از درگیری واهانت خود داری کنند .کسی که می خواهد شمارا خشمگین کندتاازکوره در برویدبهترین راه مقابله باآن برگزیدن روش سازنده به جای عکس العمل وروش مخرب ومنفی است که اوبه آن توسل جسته است .

۱۴)یکی بودن قول وعمل .

سعی کنید قول وعملتان یکی باشد .هنگامی که خودتان برای گفته های خود ارزش قایل نیستید ، چه انتظاری می توان داشت که دیگران قولها وسخنان شما را محترم بشمارند .هنگامی که ما قول می دهیم کاری را انجام دهیم سعی کنیم آن را به مرحله عمل برسانیم واگر ناتوان در انجام آن هستیم هرگز خودرا مکلف به وعده ای که از عهده آن بر نمی آییم ، نکنیم. روراست وصادقانه بگویید نمی توانم .پس برای اینکه دیگران را به خوبی درک کنیم باید بتوانیم اطلاعات را به خوبی از آنها کسب کنیم واین امر منوط به توانایی ما در دقیق گوش کردن ، دقت نظر ، همدلی ، طرح سئوالات مفید وسودمند واحترام متقابل است . احترام با سیستم حسی فرد دیگر ، مشاهده همه چیز از نگاه او وسر در آوردن از نیازها وعلایقش به ما کمک می کند که اطلاعات را به نحوی دریافت کنیم که به سهولت قایل فهم وهضم باشد . دو عامل اساسی ارتباط ، همان درک شدن ودرک کردن است . زندگی یک مسابقه صرف نیست،می توانیدبا اشخاص به گونه ای رفتار کنید که هرکس خودرا یک برنده در نظر بگیرد واحساس پیروزی کند. شرایط پیروز شدن یکی وباختن دیگری هرگز به نفع شما و هیچ کس نیست. همگام شدن نه تنها روی دیگران ، بلکه روی ما نیز تاثیر قابل ملاحظه ای بر جای می گذارد .وقتی با دیگران همگام می شوید در واقع به درون آنها می روید ودر ذهن آنهاجا می گیرید ودر ارتباطتان باید سعی کنید در افزایش وارتقاء این ویژگیها تلاش کنید .همگام شدن موثربه مااین امکان را می دهد که با دیگران برخورد همدلانه وبه یاد ماندنی داشته باشیم .

-نکات دیگر

-بعد از مشخص کردن موضوع گفتگو :

*با دقت به هم گوش کنید و حرف همدیگر را قطع نکنید.

*ذهن خود را کاملا خالی کنید.یعنی از قبل خود را حق به جانب ندانید.

*دست از خودخواهی و خودشیفتگی بردارید و خود را جای طرف مقابل بگذارید و دنیا را از چشم او ببینید.این همان همدلی است.

*شنونده موثر باشید.یعنی با دقت به حرفهای طرف مقابل خود گوش کنید.

موفق باشید.

دکتر دارابی(روانشناس و استاد دانشگاه).

متاسفم! ارسال دیدگاه بسته شده است.